![]() |
![]() |
|
|
اگر دیشب تمام حرف هایم دیدنت بود ...
به چشمانم قسم ٬ در خواب بودم ... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 23:4 توسط ترنم |
|
|
این بار بیش از تمام لحظات لظت تماشای عکست
و حتی بیش از تمام ترنم های مکرر عاشقانه ات این بار بیش از تمام تمنا هایم برای بودنت دوستت دارم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 19:15 توسط ترنم |
|
|
سلام دوستای عزیزم . فکر کنم متوجه شدید خیلی وقته حتی وقته سر خاروندن هم ندارم چه برسه به اینکه بخوام شعر بنویسم . برام دعا کنید از این وضعیت بدی که دارم نجات پیا کنم . دست گل همتون رو از راه دور می بوسم ...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 17:48 توسط ترنم |
|
|
سلام عزیزان
خواهش می کنم همتون برام دعا کنید تنها امید زندگیم ٬ تنها بهونه ی نفس کشیدنم ٬ تنها دلیلم واسه ادامه دادن زندگیم از پیشم نره . به دعای همه ی شما دوستای گلم شدیدا نیاز دارم . دست گل همتون رو می بوسم . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 20:3 توسط ترنم |
|
|
یه روز بعد از رفتنته !!
تو با من چی کار کردی ؟؟!! حالا که حسابی منو عاشق خودت کردی ول کردی و رفتی ؟؟ می دونم بر می گردی ٬ می دونم خودت گفتی مال تو هستم و قول مهندسی دادی که بام می مونی ٬ ولی ... کاش نمی رفتی ... ولی حالا که رفتی ٬ تو رو خدا بگو زود بر می گردی . بگو بر می گردی و همه ی روزای نبودنت رو جبزان می کنی . محض خاطر همه ی خرگوشای دنیا بگو ... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 16:12 توسط ترنم |
|
|
به دلم وعده داده ام امروز
در معبر بادها با هم بادکنک ها را به هوا خواهیم فرستاد به دلم گفته ام امروز تو می آیی مرا نجات خواهی داد از نخ هایی که کلاف وار به دور قلبم پیچیده اند به همه گفته ام حلول آیه های سبز در من به وقت قرائت بلند نام تو |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 13:29 توسط ترنم |
|
|
با همین دستانم
با همین دستان گنه کارم نام تو را بر روی کاغذهایی که پذیرایی نام تو را ندارند می نویسم
می نویسم تا به یاد داشته باشم لحظه های از دست رفته ای را که یک به یک لا به لای انبوه خاطره ها دفن کردم
می نویسم تا همیشه در نظر داشته باشم روزهای گرم دوستی هایی که سرانجامشان روزهای سرد جدایی بود... من همچنان سرگردان و دستی هنوز می نویسد ... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 13:24 توسط ترنم |
|
|
امشب بر سر تمام فریادهای جهان خاک پاشیده اند ... امشب هوای تمام پنجره ها بی عبور است ...
و تردید در گلویم ، دهانم را نیمه باز گذاشته است ... ... و زندگی یعنی ... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 13:19 توسط ترنم |
|
|
بارها قلم شعر نویسی ام را در دست گرفته ام،اما دریغ از قطره ای قافیه ! این روزها ردیف ها و سجع ها هم گران شده اند !!!
بی وزنی ... شاید هم شعری سپید ـ به سپیدی قلب کوچکی که در انتظار یار می تپد ـ بتوانمبگویم ، ولی ... شعر های سپید هم ازبی وزنی کبود می شوند . قلم شعر نویسی ام را بر نمی دارم ، باور کنید تمام حرف هایم را چشمانم نوشته اند . دستانم بسته اند ، به حرمت بسته بودن زبانم ... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 11:22 توسط ترنم |
|
|
تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرنم یعنی
ترسیم رویایی ترین نسیم مهربانــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی ترنم یعنی مــــــــن !!!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 11:16 توسط ترنم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
باز هم سلام ، خط فاصله ، سکوت
در تمام شعر های نانوشته و نوشته ام موج می زنی ... تمام مطالب این وبلاگ رو تقدیم می کنم به کسی که رد پاش تو تک تک خاطرات تلخ و شیرینم دیده می شه ، به کسی که منو با همه ی خوبی هام(اگه داشته باشم) و بدی هام(که خیلی دارم) دوست داره... |
| پیوندهای روزانه |
|
عشقولانه آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 خرداد 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 |
| پیوندها |
|
sms - jok - latife |
|
RSS
|